59- ما و بادبادک
روز شنبه اولین روز کلاس ما در کارگاه بادبادک بود. صبح مامان با خاله شیوا تلفنی صحبت کرد و با پیگیری , ایشون و نامی جان هم همکلاس ما شدند! خلاصه ساعت 4 رسیدیم به محل کلاس دیدیم بچه های ساعت قبل هنوز دارن بازی میکنن , بازیشون که تموم شد رفتیم تو کلاس و صدرا و نامی کاورهاشون رو پوشیدن و آماده شدن واسه نقاشیییی, اول یه سفره بزرگ انداختیم روی میز بعد نازنین جون مربیمون , بهمون قلم مو و پالت و کاغذ داد و رنگ های مختلف برامون میریخت توی پالت. صدرا و نامی کلی کیف کردن. بعد قلم مو بازی , نازنین جون بهمون یه کاغذی داد که خیلی نرم بود, اسمش کاغذ گلاسه بود و بهمون گفت روی کاغذ رو چسب کاغذی بزنیم و بعد هم رنگ کنیم , ایندفه بچه...
نویسنده :
مامان
0:28





